دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

(گذران)... تا به کی باید رفت ازدیاری به دیاری دگر نتوانم.نتوانم جستن هر زمان عشقی ویاری دگر کاش ما آن دوپرستو بودیم که همه عمر سفر میکردیم ازبهاری به بهاری دگر آه اکنون دیریست که فرو ریخته در من گوئی تیره آوازی ازابر گران چو میآویزم با بوسه تو روی لبهام میپندارم میسپارد جای عطری گذران آنچنان آلوده هست عشق نمناکم با بیم زوال که همه زندگیم میسوزد چون ترا مینگرم مثل این است که از هر پنجره ای -تکدرختم را سرشار از برگ در تب خزان مینگرم مثل این است که تصویری را روی جریانهای مغشوش آب روان مینگرم شبو روز شب وروز شبو روز بگذار فراموش کنم تو چه هستی .جز یک لحظه که چشمان مرا میگشاید در برهوت آگاهی. . . . بگذار که فراموش کنم

1390/05/22 - 10:12 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)