دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز آدمکی را دیدم روزگارش را پرسیدم دست به چانه اندوه گذاشت چنپاتمه نشست نفس گرمش را به امانت برباد سپرد کوله اش راازکول انداخت وقرانی هایش راازکیسه درآورد نشان دادوگفت دستهایم از تف طاول بسته است من درویشم کشکولم را برمیدارم باقرانی هائی که ازشمامیگیرم سالهاست که میگردم درآبادی وچه ناآبادی شهرهاتان وتمدن هاتان وقضاوتهاتان بر شماارزانی باد نفس گرمش راازباد گرفت برباد نشست چون باد گذشت.

1390/05/22 - 10:14 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)