ماشینش پراید مراید نبود، سمندهم نبود، بود دیگه جلو نشسته ام. نفرچهارم را میخواست سوار کنه گفت مستقیم؟ اگه خورده داری بیشین! برای دوقدم راه اصرار داشت ناقابل یه خورده بیشتر بگیره! اوضاع مشخص بود... طرف نیازش بیشتر ازماست!!! نرسیده به مقصد، کرایه معمولش 500 تومن را آماده دستم میگیرم، سریع واکنش نشون میده، 600ه با بیحوصلگی و نفرت میگم: چی؟!؟! ادامه میدم، حوصله ندارم باهات بحث کنم مسیر هرروزمه تاحالا کسی نگفته 600 بده! من من میکنه مگه صدتومن نذاشتن روش! میگم: کی؟ چندبار؟ دیشب؟ خانمه از پشت سرم میگه: آقا 500ه من کارمندم هرروز مسیرمه ... قول داده بودم سرکرایه حرف نزنم وگرنه با شخصی خودم برم سرکار! اما نمی شد حرص مرد را تحمل کرد! قیافه شمالی هم که داره و یاد ... کرایمو با محبت می دم، بانارضایتی نگاش میکنه میگم: اگه نمی صرفه مجبور نیستین مسافرکشی کنین!! و اینجا بود که کم آوردم که گفت: مجبورم آقا، چیکار کن برم دزدی؟؟؟!! شیطنتی بهم گفت بگو خود این دزدیه دیگه!! ولی نگفتم! شیطنتی گفت بهش بگو: من چی، منم برم دزدی؟ ماشینت که از مال من بهتره!!! اما حق با او بود مردم مجبور شده اند ...