دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یك روز چند تا از خانم های افسرها دور هم جمع شده بودند یكیشان می گفت: شوهر من آنقدر دخترم را دوست داره كه اگر دخترم نصف شب بگه كه من كنتاكی می خوام، میره و از هرجا كه شد برایش می خره. گیتی گفت:جدی؟ شوهر من آنقدر دخترمو دوست داره كه اگه اون هر وقت روز بگه كه من كنتاكی می خوام می گه با نفست مبارزه كن دخترم. ( خاطره ای از حسن آبشناسان )

1390/06/05 - 17:47 در دارالشهدا
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)