عجیب شده ببین مردی هست که باهاش عجین شده یه چیز که مثله توی فیلما خشابو پر کنه هر کی رو که گ.. خوره ببنده به تیر بار حس میکنم حرفش نیست ادعا یه میکروفن داره و یه لیست اتحام که باهاش خاطراته تلخ داره اون زیر پاهاش زخمیه فرق داره اون . با همه آدمایی که تو زندگیم دیدم اونو مثه قهرمانه یه قصه میبینم توی آینه هر روز ، دوست داره بره به جایی انقدر دور که هیچکسی دیگه نباشه دورو برش ببینه جلوترش و یه خونه که پلیشی نباشه جلودرش و لی حیف که رندگی رویاس فقط مگه اینکه پیدا شه همچین جایی واسه من (بخشی از آهنگ" عجیب "از بهرام)