دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تیره بود شب گذشته چون هرشب من و چشمان خسته و خیال آشفته ای که گم گشته ایست میان این باور کیم من که اینگونه اسیر هزاران باور لحظه ها می رود بیتاب و بیتاب چشم ماه خیره به چشمان بی خواب درد و درد و درد تصورات من و من بریده بریده هایی که شده قصه هرشب با خودم بودم انگار : این را بدان که شعر هست خیال هست عشق هست اما کسی مرا نخواهد کرد باور.

1390/06/06 - 10:00 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)