دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا رفته دستشویی الان میاد

1390/06/06 - 15:47 در چهار راه
5 ديدگاه
Programmer

ههه ، کپی رایت این داستان رو کش رفتیاااااااااااااا تحریفش کردی کلی خندیدم، ممنون

15 سال و 1 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

کپی کردم اما تحریف نکردم......خوبه که خندیدی

15 سال و 1 ماه و 3 روز و 2 ساعت قبل
Programmer

آخه من یه جور دیگه شنیده بودم . . . خوب از جایی که کپی کردی نسخه ی اوریجینال نبود

15 سال و 1 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 50 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

شاید اونی که شما شنیدی اورجینال نبوده

15 سال و 1 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبل
Programmer

شاید . . . به هر حال دستت درد نکنه، زیبا بود

15 سال و 1 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)