دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در ماشین به پیرمردی برخوردم که دسته گل زیبایی را در دست داشت و خوشحال به نظر می رسید . در دل به او حسودی کردم که نگاری را می جوید . از نگاهم فهمید . دسته گل را به من داد و گفت این گلها به کار تو بیشتر می آید مطمئن هستم که همسرم هم بیشتر خوشحال می شود . از ماشین پیاده شد و به سوی گورستان بر سر مزار همسرش رفت ... !

1390/06/06 - 22:45 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)