دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای که شب از رویای تو رنگین شده سینه ام از عطر تو سنگین شدهای به روی من گسترده خویش شایدم بخشیده از اندوه بیشهم چو بارانی که شوید جسم خاکهستیم ز آلودگی ها کرده پاکای تپش های تن سوزان منآتشی در سایه ی مژگان منای دو چشمانت چمنزاران منداغ چشمت خورده بر چشمان من پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم عشق دیگر نیست این ٬ این خیره گیست چلچراغی در سکوت و تیره گیست عشق چون در سینه ام بیدار شداز طلب پا تا سرم ایثار شدبا تو ام دیگر ز دردی بیم نیست هست گر٬ جز درد خوشبختیم نیست این دگر من نیستم ٬ من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم ای نفس هایت نسیم نیمه خواب شسته از من لرزه های اضطراب خفته در لبخند فرداهای من رفته تا اعماق دنیاهای من ای مرا با شور شعر امیخته این همه آتش به شعرم ریخته چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی..

1389/09/19 - 18:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)