دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ساک ات را بستی اما، دلواپسی هایت پیراهنی را تا نکرد! موهایت را آشفتگی شالی کلاه نشد! در گیر و دار بغض، چشم های تو دست هایم را تکان میداد تا بپاشَدمَ پشت سرت روی جاده ای که را ه خود را می رفت. خیالت تخت خورشید که بخوابد خیابان ها در من بیدار می شوند من با تو تو با من فاصله که مارا نمی شنا سد.

1390/06/11 - 22:22
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)