من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من/ من خودم بودم و یک حس غریب/ که به صد عشق و هوس می ارزید/ من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت/ گر چه درحسرت گندم پوسید/ من خودم بودم و هر پنجره ای/ که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود /و خدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود /من نه عاشق بودم و نه دلداده گیسوی بلند/و نه آلوده به افکار پلید /من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگیم می فهمید/ آرزویم این بود... دور اما چه قشنگ/ تا روم تا در دروازه نور/ تا شوم چیده به شفافی صبح /.. اما افسوس !!!
1390/06/21 - 13:16 در
بروبکس توییت