دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مردي كه سالهاي سال وقتش را صرف جور كردن معناي با حروف كرده بود و معما مي ساخت , نزد يك صوفي رفت و درباره تحقيقاتش براي او گفت . صوفي به او گفت : (( برو و روي اين كلمه ي ( احمن ) تامل كن . آن مرد رفت و وقتي بازگشت , صوفي از دنيا رفته بود . مرد معما ساز زاري كرد كه (( حالا ديگر هيچ وقت حقيقت را نخواهم فهميد . )) در همين هنگام مريد ارشد ان صوفي ظاهر شد و به مرد گفت : (( اگر در مورد معناي سري ( احمن ) نگران هستي , من به تو خواهم گفت . اين ها حروف نخست عبارت فارسي ( اين حروف معنايي ندارند ) است . مرد ناله كرد : (( ولي چرا او چنين كاري را به من واگذار كرد ؟ )) مريد ارشد پاسخ داد : (( زيرا وقتي يك الاغ نزد تو مي آيد , تو به او كلم مي دهي . اين خوراك اوست , مهم نيست كه او ان را چه بخواند . شايد الاغ ها فكر كنند كه كاري بسيار مهم تر از خوردن كلم انجام مي دهند . ! ))

1390/06/21 - 21:25
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)