شاید کسی که دوستت دارد شب ها خواب تو را می بیند خدا را التماس می کند /شاید کسی هست که به محض دیدن تو دستهایش سرد شود و تپش قلبش مرتب شدید و شدید تر شود کسی هست که به خاطر تو تو دریای پر از اشک میخوابد ولی تو او را نمی بینی واسه شكستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواد.اما واسه اينكه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي... ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي ، ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشك وبگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه.... گفتی از چهره ی ماتم زده ی غم بنویس !! گفتی از ناله در این نامه فراوان بنویس !! گفتی و رفتی و جستی و ندانستی تو که من از روز ازل بسته به زنجیر تو ام ... شبم از غم ، غمم از تو و تو گفتی بنویس !!! غم از این غم که ندارد ثمری هر سخنی ... و از این غم بسیار که نخواندست کسی از ورقی ... !! گفتی از آنچه تو داری بنویس ؛ گفتی از آنچه تو خواهی بنویس ؛ گفتی از آنچه تو دانی بنویس ؛ گفتم از غم بنویسم که چرا کانچنین موج خموشی به تن آزرده مرا ؟؟!! گفتم و رفتم و جستم و ندانستی تو ، غم من آنچه تو می پنداری نیست !!!
1390/06/23 - 09:51 در
بروبکس توییت