دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از اونجایی که بچه دشت و دمن بودیم ! همیشه خدا تو باغ ول ول میگشتیم ، توی همین گیر و دار زد و گردنبند من گم شد . وقتی اومدیم تو خونه همه نشسته بودن که یهو مامانم گفت : یااااسی گردنبندت کو؟؟؟؟؟ منم به جمعیت نگاه کردم و ی ذره افراد رو بررسی کردم و گفتم : "خاله ازم گرفتش..." بنده خدا خالم زبونش بند اومد یادم میاد که گفت: اوا... خ...ال..ه ... خاک بر..س...ر...م م...ن؟ کی ...؟ ک..جا؟ نه... ب ... خ.. دا... ! من :-) خاله :-l جمعیت :-

1390/06/24 - 12:19
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)