دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سهراب ! گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه ی باران ندیده

1390/06/26 - 01:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)