دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
ماجراي شلاق خوردن سميه توحيدلو در اينترنت، از جهاتي خنده دار و از جهاتي تاسف بار است.
15 سال و 1 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلقبل از هرچيز تاكيد مي كنم اصولا صدور حكم شلاق براي مجرميني كه شان اجتماعي خاصي مانند نويسندگي دارند، حتي اگر حكم شلاق بدل داشته باشد و اجرا هم نشود، زيبنده نيست و اي كاش رئيس محترم قوه قضائيه با صدور دستورالعملي در چارچوب شرع و قانون، از تكرار اين قبيل احكام دردسر ساز براي هميشه پيشگيري كنند...
ماجراي شلاق خوردن سميه توحيدلو از آنجا آغاز شد كه يكي از وبلاگ نويس نسبتاً مشهور (سميه توحيدلو) در وبلاگ خود به تلخي از حكم صادره عليه خود (50ضربه شلاق) ياد و گلايه ميكند.
ساعتي بعد رسانههاي اينترنتي نوضدانقلاب و رسانههاي متعلق به دولت هاي غربي خبر شلاق خوردن سميه توحيدلو را با آب و تاب فراوان منعكس و هركدام حاشيه يا جزئياتي بر آن مي افزايند. ظرف چند ساعت، نحوه اجراي حكم، نوع شلاق و اينكه شلاق از روي لباس و مانتو و چادر زده شده يا نه؟ اينكه اجرا كننده حكم زن بوده يا مرد؟ محل اجراي حكم، محل ضربات خون آمده يانه، الان سميه چه ميكند و هنگام شلاق خوردن چه حالتي داشته است، سابقه سميه و ارتباط اين حكم با فعاليت انتخاباتي وي در سال 88 و ... وبلاگ به وبلاگ و سايت به سايت نقل ميشود و هر سايت در اين بادكنك فوتي ميكند.
يكي شعري مي سرايد با اين مطلع كه: "شلاقت را زمين بگذار"... ديگري طرحي ميزند. آن يكي خبر از اعتراض اتحاديه اروپايي و احضار قريب الوقوع سفراي ايران مي رهد. كار به جايي مي كشد كه شيرين عبادي نيمههاي شب به وقت محل زندگي اش در اروپا از خواب بيدار ميشود و بدون اينكه درباره صحت و سقم اين خبر تحقيق كند، به خبرنگار دویچه وله مي گويد:«علت واقعی این که ایشان را شلاق زدهاند، این بوده که در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی فعالیت کرده وگرنه توهین به رئیس جمهور یک سکهی رایج امروز است! »
اندكي بعد فمنيستها هم وارد گود ميشوند. يكي پيشنهاد ميدهد به بانكيمون نامه بنويسيم! ديگري مينويسد اعتصاب غذا كنيم ديگري خبر از حال زار مادر سميه توحيد لو مي دهد كه با شنيدن خبر شلاق خوردن سميه مشكل قلبي اش عود كرده و رژيم نمي گذارد بيمارستان برود و... الخ
نقطه اوج ماجرا زماني است كه خود خانم سميه توحيد لو از اين جنجال رسانهاي مطلع ميشود و در وبلاگش توضيح ميدهد كه شلاق خوردني در كار نبوده معلوم مي شود
نقطه اوج ماجرا زماني است كه خود خانم سميه توحيد لو از اين جنجال رسانهاي مطلع ميشود و در وبلاگش توضيح ميدهد كه شلاق خوردني در كار نبوده معلوم مي شود فقط حكم صادرشده و حكم شلاق معمولاً حكمي بدل از شلاق دارد و...
15 سال و 1 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبلاين ماجرا شايد به نظر خندهدار برسد ولي نشان دهنده وضعيت اسف بار روحي - رواني روزنامه نگاراني است كه از سال 88 به آن سوي آبها و عمدتاً اروپاي غربي رفته و ساكن شدهاند. روزي كه اين هموطنان، كشور را ترك مي كردند قاعدتاً به اميد بازگشت سريع به ميهن، بودهاند اما امروز به تدريج از ذهنها فراموش شدهاند و فقط هر از چند گاهي بهانهاي مثل بمب خبري سميه توحيدلو بايد پيش بيايد تا خودي نشان دهند و حداقل در صفحه وب بگويند ما زنده هستيم و حضور داريم.
بعضي از اين روزنامه نگارهاي پناهبرده به اروپا را ميشناسم. اتفاقاً ديروز در پيگيري خبر سميه توحيد لو، بعد از مدتها به وبلاگ و سايتهاي اجتماعي شان به سري زدم و يادشان كردم.
هرچند برخي متنهايشان خيلي نارحتم كرد اما حقيقتاً و از صميم قلب به حالشان تاسف خوردم. مي دانستم كه اين دوستانم، خانواده و همسران پولداري نداشتند پس دراين دو سال و خردهاي در اروپا چطور روزگار ميگذرانند؟ بعيد مي دانم پول بيبيسي و راديو فردا و خداي نكرده مواجب سرويسهاي جاسوسي غربي از گلويشان پايين برود.
اي كاش فرصتي و امكاني فراهم شود تا روزنامهنگاراني كه در جريان فتنه سال 88 از ايران رفتهاند، اگر هنوز جذب سرويسهاي جاسوسي غرب نشدهاند، يك جور به كشور برگردند. سوءتفاهم نشود، از توبه نامه و بازگشت تحقيرآميز حرف نميزنم. اتفاقاً منظورم نجات اين هموطنان از زندگي تحقير آميزي است كه الان دچارش شدهاند.
اينها هركدام براي خودشان اسم و رسمي در روزنامه نگاري اين كشور داشتهاند، حالا به حالتي افتادهاند كه بايد براي اثبات زنده بودن يا خداي نكرده دريافت مواجب، با شايعه شلاق خوردن سميه توحيدلو آن طور مسخرهبازي درآورند و داستان سرايي كنند.
درام تراژیک «شلاق خوردن سميه توحيدلو» هرچند پاياني كميك داشت، اما نوري انداخت بر تاريكخانهاي كه دهها روزنامه نگار ايراني در غربت گرفتار شده اند و به تدريج فراموش ميشوند.
لايك
15 سال و 1 روز و 21 ساعت و 2 دقيقه قبل