دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می گذرم...از کنار کنایه هایی که نای رفتن را می گیرند با شعر...که نام مستعار اندوه است ...رشوه می دهم نفسهایم را به زمین ...تسلیم باید بود در مقابل این کاهنده ی پیر...مدّ می زنند ابرها روی کوچه ها و می بارند...شکوفه های بهاری بین قدمهای هیچ کسی که بی نصیب به شب می رسد....و باز کنار کنایه ها ...نای رفتن از نفس می افتد ...من ؛یک شهر پر از کوچه و جهانی اندوه....با یک برگ کاغذ...به کجا خواهم رسید...."کاش باران ببارد "

1390/06/29 - 12:26 در میکده
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)