آغاز ما میخی بود..... حالا باز هم ثانیه ها دارند ما را تعقیب می کنند.... بیاییم شعرهایمان را سر و ته بخوانیم که زمان را گول بزنیم ما که بهرحال کلاه گشادی سرمان رفته است.حالا هم باید مالیات شاعر بودنمان را بدهیم....تمام وقت یا نیمه وقت فرقی نمی کند ما در برابر ا بدیتی قد بلند کرده ایم که قصد کوباندن ما را دارد جهانی که تاب تحمل شاعران را ندارد و ما که تاب تحمل سنگینی جهان نداریم....تنها کلمه ها به ما خیانت نمی کنند وگرنه جنازه های خوشبخت هم می توانند مارا بخندانند نه اینکه ما به تلخی های زمانه نمی خندیم که خود تلخ بودیم هر چند شیرین می خواستند بنویسند ما را و آغازمان میخی بود برای تابوت پایانمان ما نیمه وقت زنده بودیم هر چند مرگمان تمام وقت بود.