دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوم ابتدایی بودم که یه روز دوستم گفت بیا امروز مدرسه نریم و بریم تو پارک بازی کنیم.من هم قبول کردم و اون روز کلی خوش گذروندیم.فردا معلم از من که پرسید گفتم مریض بودم اما دوستم گفت مامانم مریض بوده... از شانس ما همون روز مامان دوستم اومد مدرسه و معلممون هم حالشو پرسیده بودو قضیه لو رفت ... مامان دوستم اون رو زودتر برد خونه و یه کتک مفصل بهش زد.... من هم از همه جا بی خبر رفتم خونه دیدم مامانم عصبانی منتظرمه.. خلاصه مامان مجبورم کرد 100 بار بنویسم " من دیگر دروغ نمی گویم" .حاضر بودم مثل دوستم کتک بخورم اما زودتر تموم میشد و می رفتم بازی

1390/06/31 - 00:46
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)