دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امشب دوباره نان فاحشگی ام را تقسیم خواهم کرد با پیرمرد علیل ِ پلاس سر ِخیابان هفتم! همان که نه تن پوشی برای فروختن دارد و نه حتی تنی... ... همان که تا مرا از دور میبیند با لبخندی بی قیمت که دنیایی میارزد برایم مرا فرشته ی مهربان ِ خدا صدا میزند مرا که هنوز داغی ِ تازیانه های حراج روی تنم گُرگُر میکند...

1390/06/31 - 23:56 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)