دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد اون روزا بخیر که مشقامون و نمینوشتیم معلم میگفت دفترا روو میز ما میگفتیم آقا اجازه داشتیم میومدیم از دستمون افتاد توو جووب و معلم یه لبخند میزد و میرفت ما هم ابلهانه بهش میخندیدیم که چقدر اسگله ولی وقتی برمیگشت و با شیلنگ و چوب گردو میزد مارو میگفتیم چقدر باهوشه

1390/07/01 - 12:23 در رفیق
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)