دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دشت با خونت گره خورد و به ادراكت رسيد اشك شد، ‌اندوه شد، تا كوچ غمناكت رسيد تكّه تكّه شد دو بالت در ميان شعله‌ها تا هواي پر زدن بر جسمِ صد چاكت رسيد ماه هم از لا‌ به لاي نخل‌هاي سوخته پر زد و مثل گُلي بر پيكرِ پاكت رسيد شال سبزت سرخ شد در باد‌ها رقصيد و بعد مثل لاله‌ آمد و بر سردي خاكت رسيد شور و حال آسمان‌ها در پر و بال تو بود تا به آن سوي افق‌ها روح چالاكت رسيد قد كشيدي تا خدا، از خاك تشنه پر زدي چشم‌هاي خسته، تا ادراك افلاكت رسيد اي صداي سوخته! از تو غزل آغاز شد تا انالحق گفتني از حنجر پاكت رسيد.

1390/07/01 - 22:40
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)