دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهاره
بهاره
bahareh32165

قلب کفشم در پاشنه اش لرزید،بس که خالی های سنگ فرشِ خیابان خیالت او را شوک داد.وسایه ات درپیاده روی توهم درگیر بود با گودالی از باران تردید دیروز! گفتی : دمپایی های راحتی همین نزدیکیست! کفش هایت را رها کن! سیبِ حرفهایت را خوردم! و دیدم کفشهایم را که شتابان از مزرعۀ قلبم می گذرند رفت در کُما قلبم بدون حتی همان دمپایی های راحتی!!!

1390/07/03 - 11:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)