دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:یادت می آید تو را با دو پا و دو بال افریده بودم؟زمین و اسمان هر دو برای تو بود.اما تو اسمان را ندیدی راستی عزیزم,بالهایت را کجا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد ان وقت رو به خدا کرد و گریست...

1390/07/05 - 12:27
2 ديدگاه
₪ Ar̵̨̄Ʒζou ₪

عرفان نظر اهاری - کتاب بالهایت را کجا گذاشتی .
----
این داستانشو خیلـــــــــــی دوس دارم
-----

14 سال و 11 ماه و 24 روز و 24 دقيقه قبل
₪ Ar̵̨̄Ʒζou ₪

داستان در سینه ات نهنگی می تپد ، زیباست .
اینکه مدام به سینه ات میکوبد قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود
و ....

14 سال و 11 ماه و 24 روز و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)