دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ولی من ، چشم امیدم نمی خفت . که مرغی آشیان گم کرده بودم ز هر بام و دری سر می کشیدم به هر بوم و بری پر می گشودم. امید خسته ام از پای ننشست ، نگاه تشنه ام در جستجو بود. در آن هنگامه دیدار و پرهیز ؛ رسیدم عاقبت آنجا که او بود ! " دو تنها و دو سر گردان ، دو بی کس " ز خود بیگا نه ، از هستی رمیده ، ازین بیدرد مردم ، رو نهفته ، شرنگ نا امیدی ها چشیده ، دل از بی همزبانی ها شکسته ، تن از نا مهربانی ها فسرده ، ز حسرت پای در دامن کشیده ، به خلوت ، سر به زیر بال برده ،

1390/07/07 - 01:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)