دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آنه ..تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشمانت درپشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود. با من بگو ازلحظه لحظه های مبهم کودکیت! از تنهایی معصومانه دستهایت! آیا می دانی که درهجوم دردها وغم هایت ودرگیر ودار ملال آور دوران زندگیت حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود! اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری ودر آبی بی کران مهربانی به پرواز درآیی آنه اکنون شکفتن وسبز شدن درانتظار توست! درانتظارتوست!

1390/07/07 - 06:31
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)