دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت چون رمیدنهای آهو ، ناز کردنهای او دشت چشمان مرا حالی به حالی کرد و رفت کهنه ای بودم برای اشکهای این و آن هرکسی ما را به نوعی دستمالی کرد و رفت ! ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت عقده در دل داشت ، روی خاک خالی کرد و رفت آرزویم با تو بودن بود،کوشیدم ، ولی واقعیت را به من تقدیرحالی کرد و رفت

1390/07/09 - 17:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)