دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جای خلوتی بود وسط نیستی. گفتی:«هستم.»بی صدا تر از سکوت نگریستم.هیچ نبود. گفتم:«نیستی.»بلند تر از فریاد. از دور سایه های غریب سیاهی و عدم بود که می آمد و می رقصید. دلم ریخت. چه کنم با اینهمه نیستی باز گفتی:«هستم.» تسلیم شدم. با آن همه ظلمت.گفتم:«هستی.تو هستی.این من هستم که نیستم

1390/07/10 - 07:18
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)