دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فریاد باران زده ی پیر دختری درون حیاط خلوت یک دادگستری «که خدایا چرا به کدامین گناه شوم دلیل بیاور که خودت هم مقصری!» تو فقط سایه ی یک مرد مبهمی که حال مرا از خودم بالا میاوری! اسم تو را درون خودم هی خط زدم وقتی که از بودن من رنج می بری هی آسمان و ریسمان را به هم می بافتی که ــ بازنده ای تنها به یک جرم: «دختری!» لیلایی ام که باخت درون این قفس ولی با عشق تازه ات مجنون بهتری؟

1390/07/11 - 00:24
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)