دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفتیو با رفتنت آتش زدی بر جان من , لیک حالا آمدی گویی چرا بانگی زنم , گر نگویم نازنین این رسم آن دیوانگی است , هان بگویی جان من این چست کز بحر من است , گویمت آن آتش عشق و فغان و زاری است , درد تنهایی و عشقو آتش جان من است , در بلاد ما همه عشاق هم زینگونه اند , گر ندانی تو بدان دنیا همه این بوده است , ما برفتیمو نماند از ما نشان , لیک این عشق است که میماند همان از بعد من

1390/07/11 - 16:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)