دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ابومحمد بن یحیی که شغل معلمی داشت می گوید: روزی به علت بیماری و اضطرار نشسته نماز می خواندم، اتفاقاً از شاگردم خطایی سر زد. برخاستم تا او را تنبیه کنم. شاگرد گفت: یاشیخ! برای گناه و تنبیه طفلی چون من، به پا خاستی ، ولی عبادت و اطاعت خدای بزرگ را نشسته انجام می دهی؟! شرمنده و خجالت زده شدم و با تمام کوچکی اش، درسی بزرگ از او فرا گرفتم ...

1390/07/14 - 22:15 در داستان کوتاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)