دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من بودم وخدا بود او گله از جدایی من ساز بی وفایی او گفت که من رهایم من گفتمش اسیرم اوگفت که انتخاب است من گفتم این سراب است او زد مثال خود را من دادمش نشانی او گفت که زندگانی؟ من گفتمش چه دانی ؟ من گفتمش که کفر است گفتا بگو چه دانی؟ گفتم عذاب سخت است گفتا مترس هیچ است گفتم که دوزخت را گفت از بهشت دانی؟ گفتم فریب دادی گفتا نمی شناسی گفتم چنین گفتند گفتا چنین نباشد گفتم که خلق خود را گفتا رها نکردم گفتم اسیر خاکم گفتا که قدر بدانم گفتم وفا نداری گفتا صبور جانا گفتم که ظلمت است این گفتا که نور تابد گفتم اسیر بندم گفتا رسد رهایی.

1390/07/16 - 12:39
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)