دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

25 دقیقه به رفتن. چوبه ی دار برپا می کنند، بیرون سلولم. 25 دقیقه وقت دارم. 25 دقیقه ی دیگر، زنده نخواهم بود. 24 دقیقه وقت دارم. آخرین غذای من کمی نان و آب است ولی از گلویم پایین نمیرود. 23 دقیقه وقت دارم. هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم. 22 دقیقه وقت دارم. به فرماندار نامه ای نوشتم، لعنت خدا به همه ی آن ها. آه...21 دقیقه مانده. میخواهم با رئیس زندان صحبت کنم، رفته است نهار بخورد. 20 دقیقه دیگر وقت دارم. کلانتر می گوید،(پسر،می خواهم مردنت را ببینم) 19 دقیقه مانده. می خندم ... خنده ی من از گریه ی گرگ بدتر است. 18 دقیقه وقت دارم. وکیلم می گوید، متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام بدهم. 17 دقیقه مانده. اشکالی ندارد، خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن. 16 دقیقه وقت داری. رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد. 15 دقیقه وقت دارم. می گویدیک هفته،نه،سه هفته ی دیگر خبرم کن حالا فقط 14 دقیقه وقت داری) پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد، در این 13 دقیقه ای که مانده. از آتش و سوختن می گوید، اما

1390/07/16 - 14:48 در موزیک
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)