دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باور نکن خنده هایم را واین لبخند های دروغین که از پله های درد بالا می رود باور نکن اگر هنوز گاهی گیسوان بافته ام در باد کودکی می کند و قهقهه های بی خیالی ام گلدان های شمعدانی پدر بزرگ را می شکند. باور نکن اگر این روزها می گویم: خوبم هیچ چیز آرام نیست. کجاست مولانا ؟ که دیگر درد انسان در نی نامه هم نمی گنجد.

1390/07/18 - 13:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)