تمام دلخوشی باغبان چیدن میوه های نورسیده است اگر سرما امانشان دهد و اگر تگرگ و باران نزند شکوفه های زیبا را... کاش مترسک خوابش نبرد یا پیمان دوستی با کلاغان نبندد ...اگر این نباشد باغبان می میرد از این همه نامرادی ...و ما می مانیم پشت پرچین یک باغ آفت زده و مترسکی که مانند روسپیان لباسانش دریده شده ...و چه دردناک است این همه در حضور خورشید ...گاهی تنهایی بهتر از هم صحبتی با کلاغان چشم سپید است...مترسک ! آفریده شده ای که تنها بمانی هر چند که دردناک است این تنهایی ...
1390/07/18 - 14:16 در
عاشقانه زیستن