دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شبی مجنون نمازش را شکست، بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت: یا رب از چه خوارم کرده ای؟بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ مرد این بازیچه دیگر نیستم، این تو و لیلای تو من نیستم. گفت: ای دیوانه لیلایت منم، در رگت، پیدا و پنهانت منم. سال ها با جور لیلا ساختی، من کنارت بودمو نشناختی...

1390/07/19 - 13:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)