دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه ساده دل بودم باورم شد که امانم دادی درد دل کردم گویی فرشته نجاتم بودی گفتم از رنج واز ظلم وستم وتو رنجیدی غمناک شدی اشک امانت رابرید ومن من ساده دل دست وپایم را گم کردم بیمناک شدم واندوهگین شب تا سحر خوابم نبرد ازدردی که به جانت ریختم اما سحرگاهان اما سحر گاهان که طناب دار را برگردنم آویختن افسوس خوردم افسوس خوردم که چرا چرا یک شب بیهوده زیستم ومن چه ساده دل بودم!

1390/07/19 - 18:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)