دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با یک پرنده شروع شد... با یک عابر... با یک پرنده که بر بال آبی نابش تبار نور بود و اعتبار زایش باران ...که رویشی طرب آلود را تب آلوده به یمن همسفری بار عام یاران داد ...و من که با آفتاب رفیق بودم و مومن... نماز را رو به نور نهادم رو بسوی بال ناب پرنده ...و با پرنده همنفس و همسفر ...شروع کردم عبور ساده شهری را....پر پرنده رو به آفتاب حمایل من بود و من بزیر بال پرنده از شهر سنگسار گذشتیم و به فوج مرغ های بال شکسته پیوستیم... کنون شکسته بال غرق در اندوه خویشتنم....!

1390/07/22 - 00:31 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)