دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستانک : کاربران دنبالر همایشی در هتلی دعوت شدند. کیف و ساکشان را در اتاق مجلّلی در طبقهٔ هفتاد و پنجم هتل گذاشتند. پس از برگشت از همایش طولانی و خسته کننده دیدند تمام آسانسور ها خرابند و تنها راه رسیدن به اتاقشان، بالا رفتن از پله هاست . قرار شد در طول راه به ترتیب دلنوشته ای از خود بگویند زیرا آنجا کسی قادر به کپی کردن نبود . به طبقه هفتاد و چهارم که رسیدند مدیران دنبالر گفتند : حالا تلخ ترین دلنوشته را بشنوید: «یکی بود یکی نبود، کلید اتاق را نیاوردیم».

1390/07/22 - 03:03 در بروبکس توییت
13 ديدگاه
گـلـپــری

@ســجـی دفتر خاطراتت گذاشتي جلو دست ساسان؟

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبل توسط موبایل
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

نه داش ، یه نکتش خیلی مهمه . من خودمم بدم میاد ، ولی گاهی اوقات انجام میدم .

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبل
aynor

ینی با طناب مدیرا نریم تو چاه و کماکان به کپی ها ادامه بدیم

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

امیدوارم به کسی برنخوره ، ولی بعضیا هیچ فاییده واسه سایت ندارن ، نه حرفی ، نه حدیثی ، فقط میان یه مشت پست میذارن از جاهای دیگه ، بدون سلام و خداحافظی هم میرن .

اگر هم ببریشون اون طبقه هفتاد و چهارم ، بگی یه مطلب از خودت بگو ، عمراً اگه بگن .

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبل
aynor

منم گاها " بی سلام و خداحافظی میام...کپی هم میکنم ....اما اگر برم اون بالا یه چیزائی از خودم میگم tamase-akhar.mihanblog.com ..دلم شکست

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبل
ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

من کلاً گفتم خانم آینور ، منظورم با فرد خاصی نبود و نیست . بدل نگیرید .

14 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)