دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

...... دیدگاه

1390/07/22 - 10:28 در برای مخاطب
1 ديدگاه
pakota

گمشده ای دارم

در آن سوی کوه های بلند

در آن سوی آبهای طوفانی

در آن سوی دشت های وسیع



و نه

شاید

در همینجا

در همین شهر

روی همین خاک کوه آذین



او

در هر کجا که باشد

گمشده ی من است

و شما

او را خواهید شناخت

در هر کجا که ببینید



او ترکیبی از ستارگان است

بدون چراغ خیابان ها

ترکیبی از گلهای باغچه است

بدون حصارهای دور آن

ترکیبی از چهره ی خورشید است

بدون تاریکی دود شهر



او

کسی است

که می داند

درخت

چرا خشک می شود

خورشید

چرا غروب می کند

و سنجاقک

چرا می میرد



او

گمشده ای است

که فلق را

می ستاید

زندگی را

حس می کند

و با شفق

کنار می آید

چون

او

نیمه تاریک ماه را

می شناسد

به همان اندازه

که نیمه روشن آن را

می شناسد

گمشده ی من

می داند

که باز

چرا اوج می گیرد

و کبوتر

چرا بالاتر نمی رود

و

چرا

وقتی خورشید

طلوع می کند

ماه

پنهان می شود



او

خوب می داند

که فرق

ستاره و شهاب

در چیست

که فرق

آبی آسمان و دریا

کدام است



چون او

گمشده ی من است

گمشده ای

از جنس خاک

از جنس فولاد

از جنس آب

و از جنس آفتاب

و شما

گمشده ی مرا

خواهید شناخت

در هر زمان

که او را ببینید.

14 سال و 11 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)