دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیگر نمی توانم ،دیگر دلی ندارم جز غصه و غم تو،دیگر غمی ندارم چون شمع پای در بند،در اشک خود بسوزم کز عشق تو نبودم،جز مهر تو ندارم چون من نیز چو سعدی ،در دیده آب حسرت جز اشک و آه و ناله،کاری دگر ندارم هر شب به خود بگویم،این نیز هم نباشد مر تو صلاح دانی،این مصلحت ندانم گر این دلت ز سنگ است،بشکن به آن دلم را کاین آینه است این دل،زنگار هم ندارم امروز چون نبوده است دردم ز پیش کمتر بر این غم و صدایم یک قافیه ندارم

1390/07/23 - 12:11 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)