دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بشنو این را ...

1390/07/25 - 17:05 در برای مخاطب
3 ديدگاه
pakota

تقصیر تو نبود .

خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها ،

خاموش شود !

خودم شعرهای شبانه ی اشک را ،

فراموش نکردم .

خودم کنار آرزوی آمدنت اُردو زدم .

حالا نه گریه های من ، دِینی بر گردن تو دارند ،

نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای !

هرازگاهی کنار برگ های کتابم بنشینی و

بعد از قرائت باران ها ، زیر لب بگویی :

" ــ یادت بخیر ! نگهبان گریان خاطره های خاموش ! "

ــ همین جمله ــ

برای بند زدن شیشه ی شکسته ی این دل بی درمان ،

کافی بود .

هنوز هم که هنوز است ، از دیدن تو ،

در خیابان خیس خواب هایم شاد می شوم .

هنوز هم جای قدم های تو بر چشم ترانه هاست .

هنوز هم همنشین نام و امضای منی .

دیگر تنها دلخوشی ام ،

همین هوای سرودن است .

14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل
pakota

گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ دیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردم

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

برای دیگران بهار و برای تو خزان بودم

اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام کردی

اگر زجری کشیدی تو گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

_________________گناهم را ببخش
_______________________________ گناهم را ببخش

___________________________________________گناهم را ببخش

14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)