دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن زمان سادگی انگار شیوه ی زیستنمان بود، کودکی هایمان سرشار بود از بازی ها، دویدن ها، پریدن ها، زمین خوردن ها، برخاستن ها، گاهی در آغوش مادر درد را فراموش میکردیم و گاهی با دستان پدر به جنگ ترس هایمان می رفتیم... خندیدن آسان بود به راحتی گریستن، غم دلمان با یک آبنبات چوبی زدوده میشد، به همین سادگی!!! سختی نداشت کودکی، تمامش خلاصه بود در بازی ها و هم بازیها، که مگر چه بودند آن روزها؟ یک عروسک پارچه ای، یک دوچرخه ی کوچک و یک دنیا رویا که هر روز می ساختیم... ما مهرورزی را با عروسکمان می آموختیم....

1390/07/25 - 21:53 در عاشقانه زیستن
1 ديدگاه
*فرياد*

افسوس كه حالا از ياد دادن عاشقي به بچه هايمان واهمه داريم

14 سال و 11 ماه و 13 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)