دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادم هست شاید نیست که باران داشت می پرسید چرا قلب زمین سنگی ست چرا ذهن زمان خالی از هر چه قصه ی پاکی ست چرا انسان نمی فهمد که شاید زندگی تنها به فکر خویش بودن نیست که شاید کوه هم دارد دلش از غصه می ترکد یا چه می دانم تمام فکر شب بو خواب شیرین شب رخسار و سوگند* است قناری در قفس انگار می گرید چقدر حجم قفس تنگ است نمی دانم تو می دانی چرا اصلاً کسی یادش نمی آید قناری جز قفس کاشانه ای در جنگل انبوه هم دارد تو یادت هست یادم نیست چراغ کوچه خاموش است هوای شهر بارانی ست و شعر ساده باران درون ذهن من جاری ست تو یادت هست

1390/08/02 - 21:45
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)