دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عشق یعنی سرزمین پاک من عشق یعنی لحظه ی بیداد من عشق یعنی لیلی و مجنون شدن عشق یعنی وامق و عذرا شدن عشق یعنی مسجد الاقصی من عشق یعنی کودک فردای من عشق یعنی کلبه دل ساختن در قمار زندگی جان باختن عشق یعنی چشمهای پر ز خون درد و غم یکجا به هم امیختن عشق یعنی درد های بیشمار گریه کردن سوختن افروختن عشق یعنی کلبه اسرار یعنی مخزن الاسرار من نه به آبي‌ها دل خواهم بست نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي‌آرند و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان. "دور بايد شد، دور." مرد آن شهر اساطير نداشت. زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود. هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تكرار نكرد. چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود. "دور بايد شد، دور."

1390/08/03 - 16:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)