دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

متنفرم از تو و هر که نام تو را دارد ..من..غريب ..غريب با چهره جديد تو که هرروز نمايان تر ميشد و مرا غرق مي کرد در درياي حماقت هايم ..........غروب و غم منِ غريب را بغل گرفته و من لجوجانه از مردانگي ِ...... خيالي ات ميگريزم به تنهايي ها......... و آخرين برگ اين دفتر خاطرات را امروز تمام ميکنم ديگر نمي نويسمت تا خاک بخوري در تاقچه ي عادت هاي احمقانه ام .. آري من عاشقم ولي به عشق ....... به قشنگي ماه در اوج ........ نه تو .........جاي خاليت هم پر ميکنم با واژه هاي اشک آلود .. اعتصاب ميکنم از تو که مرا به مرز خفقان کشاندي و رها مي شوم از حقارتت .........از حماقتم ......... ديگر براي نياز هايم به خود دروغ نمي گويم و زنانه فرياد مي زنم که "...... چه مبارک ست روز فراموش کردنت "....... اگر اين اشک ها تا صبح مجالم داد تا طلوع قهقه اي وسيع فرداهاي روشن را به نرخ جان خريدارم ...............

1390/08/06 - 13:42 در برای مخاطب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)