دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مردی در حال پولیش کردن اتومبیل جدیدش بود که کودک نه ساله اش تکه سنگی را برداشت و بر روی بدنه ی اتومبیل خطوطی انداخت. مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون آنکه به دلیل خشم متوجه باشد که با آچار پسرش را تنبیه کرده است. در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد. وقتی پسر چشمان اندو هناک پدرش را دید .. از او پرسید:"پدر ...کی انگشت های من در خواهند آمد؟" آن مرد آنقدر مغموم بود که چیزی نتوانست بگوید به سمت اتومبیل برگشت و چندین بار با لگد به آن زد . حیران و سرگردان از عمل خویش رویروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود نگاه می کرد او نوشته بود:" دوستت دارم پدر

1390/08/08 - 13:47
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)