دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهش گفتم: چشمهات رو باز کن... گفت: نمی تونم.. میترسم... گفتم: از چی آخه... ببین؟ ببین همه چیز قشنگه... گفت: می ترسم یه روز حسرت بخورم... از چیزهایی که دیدم و دیگه ندارمشون.. گفتم: باز کن.. چشمهات رو.. حسرت همین لحظه هاییه که داریم از دست میدیم... چشمهاش رو باز کرد.. حالا روزها از اون روز میگذره.. حالا روزهاست که هر دومون داریم حسرت می خوریم... چرا؟ اشتباه چی بود؟... نمیدونم...

1390/08/09 - 14:18
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)