دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور كرد مرد نماز را شكست و گفت مردك! در حال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد وگفت.. عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی..؟!!!

1390/08/09 - 22:23 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)