دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزگار باز چه خوابی برایم دیده ای .....به هر سو مي نگرم دريا درياست شب است امواج و سطح صاف و بي پايان آب زير پاهايم خالي است دستهايم بي پناه و صدايم در گلو خفه ملاحظه چه چيز را مي كني مرا فرو ببر دير زماني است كه تسليمم شانه هايم ديگر تحمل ندارد خستگي مرا افسرده است بار سنگين غم بي انگيزه ام كرد آري.... شنا كردن را به فراموشي سپرده ام

1390/08/09 - 23:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)